معنی ۱neutral · 90%
فردی که مسئول نظارت بر کار، رفتار یا آموزش دیگران است
مثالهای طبیعی
Please report the problem to your supervisor immediately.
لطفاً مشکل را فوراً به سرپرست خود گزارش کنید.
Her supervisor praised the accuracy of her work.
سرپرست او از دقت کارش تمجید کرد.
Two supervisors oversee the evening shift.
دو سرپرست بر شیفت عصر نظارت میکنند.
نکتهٔ کاربردی
`Supervisor` اغلب به مدیر مستقیم در محیط کار اشاره دارد، اما میتواند فرد مسئول آموزش، پژوهش یا ایمنی را نیز توصیف کند.
