معنی ۱neutral · 85%
انعطافپذیر و قادر به خمشدن یا حرکت آسان، بدون خشکی و سفتی.
مثالهای طبیعی
Her shoulders feel supple after the warm-up.
بعد از گرمکردن، شانههایش نرمتر و انعطافپذیرتر شدهاند.
The craftsperson chose soft, supple leather.
صنعتگر چرمی نرم و انعطافپذیر انتخاب کرد.
My ankles are suppler after months of practice.
مچ پاهایم پس از چند ماه تمرین انعطافپذیرتر شدهاند.
نکتهٔ کاربردی
supple معمولاً انعطافپذیری مطلوب و راحت را توصیف میکند؛ برخلاف loose که گاهی بیثباتی یا شلبودن بیش از حد را میرساند.
