معنی ۱neutral · 90%
چیزی که برای بهبود، تکمیل یا گسترش چیز دیگری به آن افزوده میشود
مثالهای طبیعی
The guide is a useful supplement to the main textbook.
این راهنما مکمل مفیدی برای کتاب درسی اصلی است.
Online exercises provide a practical supplement for classroom training.
تمرینهای آنلاین مکمل عملیِ آموزش کلاسی هستند.
The journal publishes annual supplements on specialist topics.
این مجله هر سال مکملهایی دربارهٔ موضوعات تخصصی منتشر میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Supplement` چیزی اضافی است، نه جایگزین؛ از مورد اصلی پشتیبانی میکند یا آن را گسترش میدهد.
