معنی ۱neutral · 90%
مقداری از چیزی که برای استفاده در دسترس است
مثالهای طبیعی
The village has a limited water supply.
این روستا ذخیره و تأمین آب محدودی دارد.
Demand is greater than the available supply.
تقاضا بیشتر از عرضهٔ موجود است.
They brought food and medical supplies.
آنها غذا و ملزومات پزشکی آوردند.
نکتهٔ کاربردی
`Supplies` اغلب به مواد و وسایل مفیدی اشاره دارد که برای هدفی مشخص نگهداری میشوند.
ترکیبهای رایج
— مقدار آب موجود یا سامانهٔ تأمین آب

