support
A1اسم/US /səpˈɔrt/ səp-ÔRT; UK /səpˈɔrt/ səp-ÔRT/
تکیه گاه، نگاهداری، جانبداری
JadoLearn Dictionary
معنی support به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تکیه گاه، نگاهداری، جانبداری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بردباری کردن، مداومت بامری دادن، مداومت کردن
محقق کردن
لقا
مشتری شدن
دستگیری، کمک، معونت
کول، خلف، ظهر
دوباره، ثانی، دومین
موجب کمک
تغییر پست دادن، کارگشایی کردن، آسوده شدن
تشجیع کردن، تشویق وترغیب کردن، دلگرم کردن
لطف، احسان، مرحمت
قوت دادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.