معنی ۱neutral · 95%
فکر کردن اینکه چیزی احتمالاً درست است، بدون اینکه مطمئن باشی.
مثالهای طبیعی
I suppose he is busy.
فکر میکنم او مشغول است.
She supposed that we were ready.
او فرض کرد که ما آمادهایم.
Do you suppose it will rain?
فکر میکنی باران خواهد بارید؟
نکتهٔ کاربردی
برای یک حدس یا نظر که کاملاً از آن مطمئن نیستی از suppose استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— فکر میکنم همینطور باشد

