معنی ۱neutral · 90%
بر اساس آنچه مردم ادعا یا باور میکنند، بهویژه وقتی گوینده آن را بهعنوان واقعیت تأیید نمیکند
مثالهای طبیعی
Supposedly, the update fixes every major security issue.
ظاهراً این بهروزرسانی همهٔ مشکلات عمدهٔ امنیتی را برطرف میکند.
He supposedly resigned after a disagreement with management.
او ظاهراً پس از اختلاف با مدیریت استعفا داد.
The supposedly durable case cracked within a week.
قابِ ظاهراً بادوام ظرف یک هفته ترک برداشت.
نکتهٔ کاربردی
`Supposedly` گوینده را از ادعا فاصله میدهد و میتواند عدم قطعیت یا تردید را القا کند.
