معنی ۱formal · 89%
در اثر عفونت چرک تولید کردن یا چرک پس دادن.
مثالهای طبیعی
The neglected wound began to suppurate after several days.
زخمِ رهاشده پس از چند روز شروع به چرککردن کرد.
If the sore suppurates, seek medical attention.
اگر زخم چرک کرد، به پزشک مراجعه کنید.
By morning, two infected cuts were suppurating.
تا صبح، دو بریدگی عفونی در حال چرکدادن بودند.
نکتهٔ کاربردی
واژهای رسمی در حوزهٔ سلامت است؛ نهاد جمله معمولاً زخم یا بافت عفونی است و این فعل مفعول مستقیم نمیگیرد.
