معنی ۱formal · 84%
همراه با تشکیل یا ترشح چرک.
مثالهای طبیعی
The report identified a suppurative infection near the wound.
گزارش، وجود عفونتی چرکی را نزدیک زخم تأیید کرد.
The swelling appeared suppurative after the infection developed.
پس از گسترش عفونت، تورم به نظر چرکی میرسید.
A suppurative lesion produces pus, not just redness.
ضایعهٔ چرکی چرک تولید میکند، نه اینکه فقط قرمز باشد.
نکتهٔ کاربردی
صفتی عمدتاً پزشکی است؛ فرایند عفونی یا ضایعه را توصیف میکند، نه احساس ناراحتی عمومی را.
