معنی ۱neutral · 90%
بخش بیرونی یا بالایی یک چیز
مثالهای طبیعی
The table has a smooth surface.
میز سطح صافی دارد.
Leaves floated on the surface of the water.
برگها روی سطح آب شناور بودند.
Clean all kitchen surfaces carefully.
همهٔ سطوح آشپزخانه را با دقت تمیز کن.
نکتهٔ کاربردی
وقتی منظور یک بخش بیرونی یا بالایی مشخص باشد، `Surface` قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— سطحی بدون قسمتهای زبر

