معنی ۱neutral · 90%
پزشکی که بهطور تخصصی برای انجام عملهای جراحی آموزش دیده است
مثالهای طبیعی
The surgeon explained the operation before the procedure.
جراح پیش از انجام عمل، دربارهٔ آن توضیح داد.
She trained for years to become a surgeon.
او سالها آموزش دید تا جراح شود.
Two surgeons operated on the injured driver.
دو جراح رانندهٔ زخمی را عمل کردند.
نکتهٔ کاربردی
جراح عمل جراحی انجام میدهد؛ هر پزشکی جراح نیست.
ترکیبهای رایج
— جراحی که در عملهای قلب تخصص دارد

