معنی ۱neutral · 85%
درمان پزشکی از طریق عملکردن روی بخشی از بدن
مثالهای طبیعی
He needs surgery on his knee.
او باید زانویش را جراحی کند.
After surgery, she stayed in hospital overnight.
پس از جراحی، یک شب در بیمارستان ماند.
The doctor explained why surgery was necessary.
پزشک توضیح داد چرا جراحی ضروری است.
نکتهٔ کاربردی
Have surgery به معنی عمل جراحی داشتن است.
ترکیبهای رایج
— جراحی زانو
