شخصی که برای صحبت کردن یا اقدام کردن به نمایندگی از دیگری انتخاب میشود.
مثالهای طبیعی
The candidate sent a surrogate to the radio interview.
نامزد انتخاباتی نمایندهای را به مصاحبهٔ رادیویی فرستاد.
Two surrogates attended the discussion in their clients’ place.
دو نمایندهٔ جایگزین بهجای موکلانشان در جلسهٔ گفتوگو حاضر شدند.
As the director’s surrogate, she presented the annual report.
او به نمایندگی از مدیر، گزارش سالانه را ارائه کرد.
نکتهٔ کاربردی
Surrogate بهجای شخص دیگری حضور مییابد یا عمل میکند؛ خودِ این واژه هیچ رابطهٔ خانوادگی یا پزشکیای را القا نمیکند.
