در معرض تأثیرپذیری از بیماری، عامل خارجی یا وضعیت زیانبار مشخص.
مثالهای طبیعی
Older adults may be susceptible to certain infections.
بزرگسالان مسنتر ممکن است در برابر برخی عفونتها آسیبپذیر باشند.
New users can be more susceptible to scams.
کاربران جدید ممکن است بیشتر فریب کلاهبرداریها را بخورند.
These crops are susceptible to frost damage.
این محصولات کشاورزی در برابر آسیب ناشی از یخبندان حساساند.
نکتهٔ کاربردی
susceptible معمولاً با to میآید، نه for؛ مستعدبودن یعنی در معرض خطر بودن، نه اینکه آن تأثیر حتماً رخ دهد.
