یک فعالیت، خدمت یا فرایند را موقتاً متوقف کردن
مثالهای طبیعی
The airline suspended flights because of the storm.
شرکت هواپیمایی به دلیل طوفان پروازها را موقتاً متوقف کرد.
They suspended construction until the safety review ended.
آنها ساختوساز را تا پایان بررسی ایمنی متوقف کردند.
The platform suspended payments during maintenance.
این پلتفرم هنگام تعمیر و نگهداری، پرداختها را موقتاً متوقف کرد.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد نشان میدهد توقف موقتی است، نه دائمی.
