توقف موقت یک فعالیت، خدمت، حق یا مشارکت یک شخص
مثالهای طبیعی
The storm caused the suspension of ferry services.
طوفان باعث تعلیق خدمات کشتیرانی شد.
He received a two-week suspension from duty.
او به مدت دو هفته از انجام وظیفه تعلیق شد.
Repeated violations may result in temporary suspension.
تخلفهای تکراری ممکن است به تعلیق موقت منجر شود.
نکتهٔ کاربردی
برای فعالیت یا خدمتی که متوقف میشود از `suspension of` و برای شخصی که موقتاً از نقش یا فعالیتی کنار گذاشته میشود از `suspension from` استفاده کنید.
