احساس بیاعتمادی داشتن یا باور داشتن اینکه شخص یا چیزی ممکن است نادرست، خطرناک یا متقلبانه باشد
مثالهای طبیعی
The auditor became suspicious of several unusual payments.
حسابرس نسبت به چند پرداخت غیرعادی مشکوک شد.
She grew more suspicious after receiving conflicting explanations.
پس از دریافت توضیحهای متناقض، بدگمانی او بیشتر شد.
Customers were suspicious of the offer's vague conditions.
مشتریان به شرایط مبهم پیشنهاد مشکوک بودند.
نکتهٔ کاربردی
برای نام بردن از شخص، ادعا یا موقعیتی که باعث بیاعتمادی میشود از `suspicious of` استفاده کنید.
