یک فعالیت، فرایند، سطح یا وضعیت را در طول زمان ادامهدار نگه داشتن
مثالهای طبیعی
The company struggled to sustain rapid growth.
شرکت برای حفظ رشد سریع با مشکل روبهرو بود.
Shorter sessions helped sustain student interest.
جلسات کوتاهتر به حفظ علاقهٔ دانشجویان کمک کرد.
The batteries can sustain full output for six hours.
باتریها میتوانند توان کامل را به مدت شش ساعت حفظ کنند.
نکتهٔ کاربردی
`Sustain` بر حفظ چیزی در طول زمان تأکید دارد، نه صرفاً آغاز کردن آن.
