هدیههای تبلیغی که سازمانها یا رویدادها پخش میکنند.
مثالهای طبیعی
Conference attendees received free swag.
شرکتکنندگان کنفرانس هدایای تبلیغاتی رایگان گرفتند.
The festival sold bags of branded swag.
جشنواره بستههایی از هدایای برنددار میفروخت.
Did the company order enough swag?
آیا شرکت بهاندازهٔ کافی هدیهٔ تبلیغاتی سفارش داد؟
نکتهٔ کاربردی
swag در معنی کالای تبلیغاتی، غیررسمی و معمولاً غیرقابلشمارش است.
