معنی ۱neutral · 85%
بسیار خیس، نرم و شبیه باتلاق.
مثالهای طبیعی
The trail crossed swampy ground.
مسیر از زمینی باتلاقی میگذشت.
We avoided the swampy edge of the lake.
از حاشیهٔ باتلاقی دریاچه دوری کردیم.
Is this swampy field safe for camping?
آیا این زمین باتلاقی برای چادر زدن امن است؟
نکتهٔ کاربردی
swampy زمین غرقاب را توصیف میکند، نه هر جای بارانی.
