نوار یا تکهای پهن و بلند از پارچه یا مادهٔ انعطافپذیر دیگر.
مثالهای طبیعی
A swathe of blue silk hung behind the actors.
نواری پهن از ابریشم آبی پشت بازیگران آویزان بود.
Bright swathes covered the front display.
نوارهای پهنِ رنگارنگ، ویترین جلویی را پوشانده بودند.
She wrapped one swathe around the curtain pole.
او یک نوار پهن پارچه را دور میلهٔ پرده پیچید.
نکتهٔ کاربردی
swathe در توصیف پارچه، پهنا و حالت روان و پوشانندهٔ آن را القا میکند.
