جارو کردن؛ با سرعت عبور کردن.
مثالهای طبیعی
Could you sweep the kitchen floor?
میتوانی کف آشپزخانه را جارو کنی؟
She swept the leaves off the path.
او برگها را از روی مسیر جارو کرد.
A strong wind swept across the field.
باد شدیدی از روی مزرعه گذشت.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «sweep the floor»، «sweep» در معنای «جارو کردن» بهکار رفته است. این فعل را متناسب با زمان و فاعل صرف کنید.
