معنی ۱informal · 90%
غذا یا نوشیدنیای که آنقدر بد یا بیکیفیت دانسته میشود که گوینده آن را تحقیر میکند.
مثالهای طبیعی
We refused to eat the swill served at lunch.
ما حاضر نشدیم آن غذای افتضاحی را که برای ناهار آورده بودند بخوریم.
That burnt coffee is absolute swill.
آن قهوهٔ سوخته واقعاً افتضاح است.
At these prices, diners should not receive swill.
با این قیمتها نباید چنین آشغالی جلوی مشتری بگذارند.
نکتهٔ کاربردی
Swill ارزیابی بسیار تحقیرآمیزی از خوراک یا نوشیدنی است؛ برای انتقاد مؤدبانه مناسب نیست.
