معنی ۱neutral · 90%
حرکت کردن در آب با استفاده از بدن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
شنا کردن
Deutsch
schwimmen
Հայերեն
լողալ
loghal
مثالهای طبیعی
I can swim very well.
من میتوانم خیلی خوب شنا کنم.
They swim in the pool every day.
آنها هر روز در استخر شنا میکنند.
