معنی ۱neutral · 85%
نقشه یا معاملهای فریبکارانه برای گرفتن پول یا داراییِ دیگران از راه تقلب.
مثالهای طبیعی
The investment offer turned out to be a swindle.
معلوم شد پیشنهاد سرمایهگذاری یک کلاهبرداری بوده است.
Detectives uncovered three related swindles.
کارآگاهان سه فقره کلاهبرداریِ مرتبط را کشف کردند.
That entire land deal sounds like a swindle.
تمام آن معاملهٔ زمین بوی کلاهبرداری میدهد.
نکتهٔ کاربردی
swindle بر فریب عمدی برای کسب منفعت دلالت دارد، نه یک اشتباه واقعی در تعیین قیمت.
