تغییر محسوس یا ناگهانی در سطح، نظر، حالوهوا یا جهت
مثالهای طبیعی
The survey revealed a sharp swing in public opinion.
نظرسنجی یک چرخش شدید در افکار عمومی را نشان داد.
Currency swings made pricing unusually difficult for exporters.
نوسانهای ارزی قیمتگذاری را برای صادرکنندگان بهطور غیرعادی دشوار کرد.
The policy marked a swing from caution to expansion.
این سیاست نشاندهندهٔ چرخشی از احتیاط به توسعه بود.
نکتهٔ کاربردی
این معنی در اقتصاد، نظرسنجی، حالوهوا و سیاست رایج است؛ جایی که یک مقدار یا موضع بهطور محسوسی تغییر میکند.
