معنی ۱formal · 87%
دارای رفتاری بهشدت زشت، حریصانه یا زمخت و بیادبانه.
مثالهای طبیعی
The villain’s swinish greed alienated his closest allies.
حرصِ خوکصفتانهٔ شخصیت شرور، نزدیکترین همپیمانانش را از او دور کرد.
Everyone was appalled by his swinish table manners.
همه از آداب غذاخوردنِ بهشدت زنندهٔ او وحشتزده شدند.
The landlord seemed increasingly swinish as the story unfolded.
هرچه داستان پیش میرفت، صاحبخانه خوکصفتتر به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
صفتی بسیار نکوهشآمیز و قدیمی است؛ بهکاربردن مستقیم آن برای یک شخص توهین محسوب میشود.
