حرکت پیچان و چرخشی مایع، هوا، دود یا چیزهای مشابه.
مثالهای طبیعی
A swirl of milk changed the coffee’s color.
چرخشی از شیر رنگ قهوه را تغییر داد.
We watched a swirl of leaves rise.
چرخش برگها را تماشا کردیم که به هوا بلند میشدند.
The current formed several small swirls.
جریان آب چند گرداب کوچک ایجاد کرد.
نکتهٔ کاربردی
اغلب با of میآید تا مشخص شود چه چیزی میچرخد.
