معنی ۱neutral · 90%
از یک چیز، سیستم، فعالیت یا موقعیت به مورد دیگری تغییر دادن یا تغییر کردن
مثالهای طبیعی
The company switched to renewable energy.
شرکت به انرژی تجدیدپذیر تغییر مسیر داد.
She switched from English to German.
او از انگلیسی به آلمانی تغییر داد.
Let's switch roles for the next activity.
برای فعالیت بعدی نقشها را عوض کنیم.
نکتهٔ کاربردی
وقتی هر دو گزینهٔ قبلی و جدید ذکر میشوند، از `from ... to ...` استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— به گزینهای دیگر تغییر کردن

