بزرگتر از حالت طبیعی بهدلیل آسیب یا تجمع مایع.
مثالهای طبیعی
Her ankle was swollen after the fall.
مچ پای او پس از افتادن ورم کرده بود.
He showed the doctor his swollen hand.
او دست متورمش را به پزشک نشان داد.
Why is the skin around the bite swollen?
چرا پوست اطراف جای نیش ورم کرده است؟
نکتهٔ کاربردی
swollen بزرگ شدن غیرطبیعی را توصیف میکند و swell فعل آن است.
