معنی ۱neutral · 87%
بلند و نسبتاً باریک، معمولاً تخت و نوکباریک، مانند شکل شمشیر.
مثالهای طبیعی
Sword-shaped leaves rose from the damp soil.
برگهای شمشیریشکل از خاک نمناک سر برآوردند.
She chose a sword-shaped silver pendant.
او یک آویز نقرهای شمشیریشکل انتخاب کرد.
The opening looked sword-shaped from above.
دهانه از بالا شبیه شمشیر به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
این صفت مرکب به طرح و شکل بیرونی اشاره دارد، نه مادهٔ سازنده یا کاربردِ سلاح بودن.
