ستایشِ افراطی و غیرصادقانهٔ افراد صاحبنفوذ با هدفِ گرفتن امتیاز برای خود.
مثالهای طبیعی
Sycophancy prevented managers from hearing honest criticism.
چاپلوسی باعث شد مدیران انتقادهای صادقانه را نشنوند.
The minister mistook his aides’ sycophancy for genuine loyalty.
وزیر چاپلوسیِ دستیارانش را با وفاداریِ واقعی اشتباه گرفت.
Academic independence requires courage, not sycophancy.
استقلال دانشگاهی شجاعت میخواهد، نه تملقگویی.
نکتهٔ کاربردی
در sycophancy انگیزهٔ جلبِ لطفِ صاحبانِ قدرت مهم است؛ تعریفِ صادقانه از شایستگیِ کسی لزوماً مصداق آن نیست.
