نمایانگر یک ایده، ویژگی، رابطه یا معنای گستردهتر بودن، نه صرفاً خودِ چیز
مثالهای طبیعی
The empty chair was symbolic of those who were absent.
صندلی خالی نماد کسانی بود که حضور نداشتند.
The bridge has strong symbolic importance for local residents.
این پل برای ساکنان محلی اهمیت نمادین زیادی دارد.
Her symbolic gift represented reconciliation between the families.
هدیهٔ نمادین او نشاندهندهٔ آشتی میان دو خانواده بود.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان مستقیم اینکه یک شخص، شیء یا عمل نمایندهٔ چه چیزی است، از `symbolic of + noun` استفاده کنید.
