همدردی؛ دلسوزی.
مثالهای طبیعی
Please accept my sympathy for your loss.
بابت فقدانت صمیمانه همدردی میکنم.
She showed great sympathy towards the injured families.
او با خانوادههای آسیبدیده بسیار همدردی کرد.
I have sympathy for people facing these difficulties.
با افرادی که با این مشکلات روبهرو هستند همدردی میکنم.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «express sympathy»، «sympathy» در معنای «همدردی» بهکار رفته است. در جمله به مفرد، جمع یا غیرقابلشمارش بودن اسم توجه کنید.
