معنی ۱neutral · 85%
دارای ویژگیهای سمفونی یا موسیقیِ نوشتهشده برای ارکستر بزرگ.
مثالهای طبیعی
The program features a new symphonic composition.
در برنامه، یک اثر آهنگسازیشدهٔ سمفونیک جدید اجرا میشود.
The band added symphonic passages to its latest album.
گروه موسیقی در تازهترین آلبوم خود بخشهایی سمفونیک افزود.
The new recording sounds more symphonic than the demo.
ضبط جدید در مقایسه با نسخهٔ آزمایشی، سمفونیکتر به گوش میرسد.
نکتهٔ کاربردی
symphonic مترادف تمام موسیقی کلاسیک نیست؛ موسیقی مجلسی و قطعات تکنوازی لزوماً سمفونیک نیستند.
