معنی ۱formal · 90%
مربوط به ازهوشرفتن کوتاهمدت بر اثر غش.
مثالهای طبیعی
The runner experienced a syncopal episode after finishing.
دونده پس از پایان مسابقه دچار یک دوره غش شد.
The clinician called the brief blackout syncopal.
پزشک آن بیهوشی کوتاه را از نوع سنکوپ تشخیص داد.
Further syncopal episodes prompted a medical assessment.
تکرار دورههای غش باعث شد او تحت ارزیابی پزشکی قرار گیرد.
نکتهٔ کاربردی
صفتی پزشکی است که بهویژه در عبارت syncopal episode به کار میرود؛ ربطی به ریتم سنکوپدار در موسیقی ندارد.
