درآمیختن عناصر سنتهای فرهنگی یا فکری متفاوت در یک نظام واحد.
مثالهای طبیعی
The holiday reflects a syncretic blend of local customs.
این جشن بازتابدهندهٔ آمیزهای تلفیقی از آدابورسوم محلی است.
The shrine looks syncretic, drawing on several artistic traditions.
این زیارتگاه با بهرهگرفتن از چند سنت هنری، ظاهری تلفیقی دارد.
Her proposal was deliberately syncretic rather than tied to one doctrine.
پیشنهاد او آگاهانه تلفیقی بود و به یک مکتب خاص محدود نمیشد.
نکتهٔ کاربردی
واژهای رسمی است و بیشتر دربارهٔ ترکیبهای فرهنگی، دینی یا فلسفی به کار میرود؛ صرفاً به معنی متنوعبودن نیست.
