گروهی از افراد یا شرکتها که برای اجرای پروژهٔ بزرگِ تجاری یا مالی با هم همکاری میکنند.
مثالهای طبیعی
A syndicate of banks financed the offshore project.
کنسرسیومی از بانکها بودجهٔ پروژهٔ فراساحلی را تأمین کرد.
The syndicate sold her columns to regional papers.
این گروهِ نشر، ستونهای روزنامهایِ او را به نشریاتِ منطقهای میفروخت.
Investors formed a syndicate to purchase the hotel.
سرمایهگذاران برای خریدِ هتل کنسرسیومی تشکیل دادند.
نکتهٔ کاربردی
برای معرفیِ اعضای گروه میتوان از syndicate of + اعضا استفاده کرد؛ این واژه بهخودیِ خود معنای مجرمانه ندارد.
