معنی ۱neutral · 85%
ایجادکنندهٔ اثری ترکیبی که از اثر یا فایدهٔ اجزای جداگانه بیشتر است.
مثالهای طبیعی
The two teams developed a synergistic relationship.
آن دو تیم رابطهای همافزا شکل دادند.
Our different skills are highly synergistic.
مهارتهای متفاوت ما بهشدت مکمل و همافزای یکدیگرند.
The updated tools work in a more synergistic way.
ابزارهای بهروزشده هماهنگتر عمل میکنند و اثر همافزای بیشتری دارند.
نکتهٔ کاربردی
synergistic ادعایی مشخص دربارهٔ افزایش اثرِ ترکیبی است؛ در متون تجاری گاهی بدون شواهد کافی بیش از حد از آن استفاده میشود.
