میخ کوتاه و کوچکی با سر صاف برای محکم کردن پارچه یا مواد دیگر
مثالهای طبیعی
A brass tack held the fabric in place.
یک میخ برنجی پارچه را سر جایش نگه داشته بود.
I stepped on a tack beside the carpet.
کنار فرش پایم روی میخ ریزی رفت.
Can you pass me two tacks for the board?
میتوانی دو میخ ریز برای تخته به من بدهی؟
نکتهٔ کاربردی
tack معمولاً کوچکتر و کوتاهتر از میخ معمولی است؛ thumbtack در آمریکایی برای پونز رایج است.
