معنی ۱neutral · 90%
بخشی از بدن که در بسیاری از حیوانات از پشت بدن امتداد دارد
مثالهای طبیعی
The dog wagged its tail excitedly.
سگ با هیجان دمش را تکان داد.
The animal has a long striped tail.
این حیوان دم بلند و راهراهی دارد.
The cat wrapped its tail around its body.
گربه دمش را دور بدنش پیچید.
نکتهٔ کاربردی
`Tail` قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— دم را از یک طرف به طرف دیگر تکان دادن

