معنی ۱neutral · 85%
شخصی که شغلش دوختن یا تغییر اندازهٔ لباس برای اندازهشدن آن بر تن افراد است.
مثالهای طبیعی
The tailor shortened my suit trousers.
خیاط شلوار کتموشلوارم را کوتاه کرد.
Ask a tailor to adjust the sleeves.
از یک خیاط بخواهید آستینها را اندازه کند.
Her father works as a tailor in town.
پدرش در شهر خیاط است.
نکتهٔ کاربردی
Tailor به شخص اشاره دارد؛ فعل tailor به معنی متناسبکردن چیزی با نیاز یا اندازهٔ خاص است.
ترکیبهای رایج
— خیاط حرفهای و آموزشدیده
