رد یا نشانی زیانبار از فساد، رسوایی یا تأثیری نامطلوب که اعتبارِ فرد یا دستاوردی را مخدوش میکند.
مثالهای طبیعی
A taint of corruption surrounded the contract award.
شائبهای از فساد بر روندِ واگذاریِ قرارداد سایه انداخته بود.
The scandal left a lasting taint on his victories.
رسوایی لکهٔ ننگی ماندگار بر پیروزیهای او گذاشت.
Critics detected taint in the donor’s financial dealings.
منتقدان در معاملاتِ مالیِ آن اهداکننده نشانههایی از فساد دیدند.
نکتهٔ کاربردی
Taint غالباً آلودگی یا بدنامیِ غیرمستقیم را میرساند و الزاماً ثابت نمیکند همهٔ افرادِ مرتبط مرتکبِ خطا شدهاند.
