دارای توانایی بیان واژهها مانند انسان، بهویژه وقتی این توانایی غیرعادی باشد.
مثالهای طبیعی
The talking parrot greeted every visitor.
طوطی سخنگو به هر بازدیدکنندهای سلام کرد.
She gave her niece a talking doll.
او به خواهرزادهاش یک عروسک سخنگو هدیه داد.
In the story, talking animals help the child.
در داستان، حیوانات سخنگو به کودک کمک میکنند.
نکتهٔ کاربردی
Talking پیش از اسم میتواند توانایی ویژهای را توصیف کند، مانند a talking toy؛ در The child is talking بخشی از فعل است.
