حیوان وحشی را کمتر ترسان و آسانتر قابلکنترل کردن
مثالهای طبیعی
The trainer tamed the frightened horse gradually.
مربی بهتدریج اسب ترسیده را رام کرد.
Not every wild animal can be tamed safely.
هر حیوان وحشی را نمیتوان با ایمنی رام کرد.
Volunteers hope to tame the rescued parrot with patience.
داوطلبان امیدوارند طوطی نجاتیافته را با صبر رام کنند.
نکتهٔ کاربردی
tame رفتار یک حیوان مشخص را تغییر میدهد؛ domesticate دربارهٔ اهلی شدن یک گونه در نسلهای بسیار است.
