معنی ۱neutral · 85%
ابزاری برای فشردن و متراکمکردن مواد سست درون یک ظرف یا فضای مشخص.
مثالهای طبیعی
The barista picked up a tamper beside the grinder.
باریستا تمپر را از کنار آسیاب قهوه برداشت.
Use the tamper to firm the soil around the post.
برای محکمکردن خاک اطراف پایه، از ابزار کوبنده استفاده کنید.
Two tampers were missing from the workshop.
دو ابزار کوبنده از کارگاه گم شده بود.
نکتهٔ کاربردی
اسم tamper به وسیلهٔ فشردن اشاره دارد؛ اما فعل پرکاربردتر tamper معمولاً در ترکیب tamper with something به معنی دستکاری نابجا میآید.
