ظرف یا مخزن بزرگی برای نگهداری آب، سوخت یا مایع و گاز دیگر.
مثالهای طبیعی
The rainwater tank is nearly full.
مخزن آب باران تقریباً پر است.
We filled the fuel tank before leaving.
قبل از حرکت باک بنزین را پر کردیم.
A leak appeared under the water tank.
زیر مخزن آب نشتی به وجود آمد.
نکتهٔ کاربردی
برای یک مخزن از a tank یا the tank و برای بیش از یکی از tanks استفاده کنید.
