tarry
C2اسم/US /tˈɛriː/ TĔR-ē; UK /tˈɛriː/ TĔR-ē/
درنگ کردن
JadoLearn Dictionary
معنی tarry به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
درنگ کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
استمرار داشتن، ادامه داشتن، بکاری ادامه دادن
ماوا دادن، بیتوته کردن
انتظار کشیدن، در انتظار بودن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.