پارچهای با طرح راهراههای رنگی متقاطع که چهارخانه میسازند.
مثالهای طبیعی
The designer selected tartan for the winter collection.
طراح برای مجموعهٔ زمستانی پارچهٔ چهارخانهٔ اسکاتلندی انتخاب کرد.
Her coat was lined with bright tartan.
آستر کت او از پارچهٔ چهارخانهٔ رنگارنگ بود.
Heavy tartan costs more than plain cotton here.
اینجا پارچهٔ چهارخانهٔ ضخیم از پنبهٔ ساده گرانتر است.
نکتهٔ کاربردی
وقتی tartan نام جنس پارچه باشد، معمولاً غیرشمارشپذیر است: some tartan، نه a tartan.
