معنی ۱neutral · 85%
رفتارِ تمسخرآمیز یا توهینهای مکرر برای آزار یا تحریک عمدی یک نفر.
مثالهای طبیعی
Taunting continued throughout the second half.
تمسخرهای آزاردهنده در سراسر نیمهٔ دوم مسابقه ادامه داشت.
The teacher stepped in when the taunting began.
وقتی تمسخرها شروع شد، معلم دخالت کرد.
His colleagues complained about constant taunting.
همکارانش از تمسخر و متلکهای مداوم شکایت کردند.
نکتهٔ کاربردی
taunting معمولاً عمدی و آزاردهنده است؛ برخلاف شوخی دوستانهای که دو طرف با آن راحتاند.
